نشر آذرگون

کتاب هیچ‌وقت دروغ نگو اثر فریدا مک‌فادن نشر آذرگون

رمان «هیچ‌وقت دروغ نگو» داستانی در ژانر جنایی و روان‌شناختی است که با فضایی رازآلود و هیجان‌انگیز، روایتگر تجربه‌ای پرتنش از زندگی یک زن و شوهر جوان است. درگیر شدن این زوج در ماجرایی پیچیده و مواجهه با حس‌های مبهم و ترسناک، فضایی پر از تردید و کشمکش‌های درونی و بیرونی خلق می‌کند که خواننده را تا انتها درگیر نگه می‌دارد

پیشنهاد منتخب ارزونستانقیمت ثبت‌شده در این صفحه
٪53
798,000 تومان378,000 تومان420,000 تومان صرفه‌جویی

آخرین بررسی قیمت در فروشگاه:

خرید
انتقال امن برای تکمیل خریدبدون افزایش قیمت برای شما
شفاف
پرداخت در وب‌سایت فروشنده انجام می‌شود

با انتخاب خرید به صفحه امن فروشنده منتقل می‌شوی و قیمت پرداختی به‌خاطر این معرفی افزایش پیدا نمی‌کند.

4.61 از ۵امتیاز کاربران

درباره این پیشنهاد

رمان «هیچ‌وقت دروغ نگو» داستانی در ژانر جنایی و روان‌شناختی است که با فضایی رازآلود و هیجان‌انگیز، روایتگر تجربه‌ای پرتنش از زندگی یک زن و شوهر جوان است. درگیر شدن این زوج در ماجرایی پیچیده و مواجهه با حس‌های مبهم و ترسناک، فضایی پر از تردید و کشمکش‌های درونی و بیرونی خلق می‌کند که خواننده را تا انتها درگیر نگه می‌دارد. روایت داستان بر پایه تنش روانی و معما شکل گرفته و به بررسی تجربه‌هایی می‌پردازد که مرز میان واقعیت و وهم را مبهم می‌کند. این رمان برای علاقه‌مندان به آثار معمایی و روان‌شناختی که به دنبال داستان‌هایی با پیچش‌های هیجانی و فضای تاریک هستند مناسب است و مطالعه آن فرصتی برای غرق شدن در فضایی پر از رمز و راز و کشف تدریجی حقیقت فراهم می‌آورد. حجم کتاب در حدود 240 صفحه است که امکان مطالعه‌ای نسبتاً روان و پیوسته را فراهم می‌کند. در مجموع، روایتی است که هم تجربه‌ای سرگرم‌کننده و هم فرصتی برای تعمق در پیچیدگی‌های روانی شخصیت‌ها به خواننده می‌دهد.

مشخصات

نویسنده
فریدا مک فادن
مترجم
محمد ساکی
شابک
978-622-90440-5-6
ناشر
آذرگون
موضوع
داستان جنایی، معمایی، راز آلود و هیجان انگیز
رده‌بندی کتاب
ادبیات دیگر زبان‌ها (شعر و ادبیات)
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
چاپ شده در
ایران
جوایز ادبی
گودریدز
تعداد صفحه
238
سایر توضیحات
کتاب هیچ‌وقت دروغ نگو (Never Lie) رمانی تریلر و روان‌شناختی از نویسنده‌ی پرفروش نیویورک‌ تایمز، فریدا مک‌فادن (Freida McFadden) است. این رمانْ داستان زن‌ و شوهری به نام پاتریشیا و ایتن را به تصویر می‌کشد که در ششمین ماه ازدواج خود هستند که به‌دنبال خانه‌ی رؤیاهای خود و به پیشنهاد مشاور املاکشان، راهی جاده شده‌اند. در جاده برف سنگنی می‌بارد و سیگنال مکان‌یاب آن‌ها از کار افتاده است. تریشیا اصرار دارد برگردند و قید بازدید از خانه را بزنند، اما ایتن تا کارش را به انجام نرساند، دست‌بردار نیست. بالاخره خانه را پیدا می‌کنند، یکی از چراغ‌های آن به‌طرز مشکوکی روشن است، اما کسی در خانه نیست و هیچ ماشینی در اطراف خانه دیده نمی‌شود. تریشیا با دیدن خانه حس بدی پیدا می‌کند. او احساس می‌کند که اتفاق وحشتناکی در این خانه رخ داده است.